تبليغاتX
زیر باران

زیر باران

روزهای بارانی

سه شنبه نهم بهمن 1386- 12:55 - amir

+ |


سه شنبه نهم بهمن 1386- 12:54 - amir

+ |


سه شنبه نهم بهمن 1386- 12:50 - amir

+ |


یکشنبه نوزدهم فروردین 1386- 15:57 - amir

عشق ،دلشكسته  آواز سر ميدهد ،دانش ،اندوهناك سخن  مي گويد ،آمال ،افسرده زمزمه ميكند و تنگدستي ، درد الود  ميگريد با اين همه اندوهي ژرف تر از عشق ،والاتر از دانش ،نيرومند تر از ارزوها و تلخ تر از تنگدستي هم وجود دارد و ان زبان است كه در كام  فرو رفته و آوايي ندارد


با تامل در قطره ي شبنم ،ميتوان به اسرار دريا پي برد


كجا مي توان يافت كسي را كه راهبرش به جاي عادت و نياز ،خرد و انديشه اش باشد ؟


از دو ارمغان والاي حيات كه اولي زيبايي و دومي صداقت است ، اولي را در دل عاشق و دومي را در دستان كارگري يافتم 


در باره ي انكه به رويم سيلي  مي زند ، انگاه كه روي او را ميبوسم  او پايم را ميبوسد ، انگاه كه من نيز به رويش سيلي  مي زنم چه مي توانم گفت ؟


چه سخت است زندگي انكه  در پي عشق بوده در حالي كه شهوت را مي يابد!!!


لازمه ي تقرب  به خدا ، نزديكي به مردم است 


مرا دور كنيد  از انكه ميگويد : شمع روشني بخش  راه مردم هستم ..... و به نزدم اورديد انكه  راه خود را در نور مردم  مي جويد 


زندگي همراه با انديشه چون بردگي است ،مگر انكه خود جزيي از ما شود


چون چشم خود را براي لحظه اي نديدنش  ، فرو بستم ، پنداشت كه به او چشمك ميزنم


برهان من مايه ي خشنودي نادان است و برهان  خردمند  مايه ي خشنودي من ، ولي استدلال او  كه ما بين خرد و جهل است  ، نه مرا راضي  ميكند و نه من  او را راضي ميكنم 


بعضي به گوش ميشنوند و بعضي به شكم و بعضي نيز به انبان ، اما هستند كساني كه اصلا گوش شنوا ندارند 


با اهميت دادن به تجملات ،فرد به زشتي خويش  اقرار ميكند!!!


مي گويند سكوت نشانه ي رضاست ، در حالي  انكار ،شورش و نفرت  نيز خود را در سكوت نهان نموده اند


انكه شما را بواسطه ي گناهي كه مرتكب نشده ايد مي بخشد ، در واقع خودش را عفو نموده است


حد فاصل  ميان خرد و جهل  از تار عنكبوت هم  باريك تر است


ترس از دوزخ عين دوزخ است  و ارزوي بهشت  عين بهشت


 راستي بياد  داشته باشيم كه هنوز غار نشيناني وجود دارند كه غار هايشان دل هاي ما ست


توانگران  در پي قرابت  با نجيب  زادگانند و نجيب زادگان خواستار  وصلت با توانگرانند در حالي كه هر دو  از يكديگر بيزارند 


  ايا انتهاي آواي امواج ،ساحل درياست يا  دل نيوشندگان ؟

+ |


چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385- 15:11 - amir

+ |


چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385- 14:38 - amir

+ |


شنبه نهم دی 1385- 12:1 - amir

زنجیر زندگی مان را میگویم

دیر زمانیست که می پنداریم

عمو زنجیر باف قصه های کودکیهامان

هنوز هم در پشت کوه کاغذی ، حلقه های عشق می بافد !

زهی خیال باطل...

که ز هرحلقه

بجای وصل شادی های سبزسادگی مان

به پای استقامت های کال ما

قفل تباهی بربسته است!!!

ما وقتی به بازی گرفته شدیم، که با سکوت

به انتظار صدای نور ماندیم!!!

فریاد خون بجگر نشسته ی ما

رمز رستن از بازی زنجیرهاست !

+ |


سه شنبه سی ام آبان 1385- 12:42 - amir

مدوگل سرا روستايي سرسبز وبا صفا در منطقه كلاچاي بايد بيايي ببيني

+ |


سه شنبه سی ام آبان 1385- 9:25 - amir

If ever you need me, I hope you let me know
هر آینه نیازمندم بودی , ای کاش که بگویی
 
No one ever said life would be easy,
کسی نگفته است که زندگی کار ساده ایست
 
And it seems so unfair sometimes.
گاهی بسیار سخت و ناخوشایند مینماید
 
Yet life’s ups and downs
اما با تمام فراز و فرودهایش, زندگی
 
Make us better and stronger,
از ما انسانی بهتر و نیرومند تر میسازد
 
Even though we may not realize it  at the moment.
حتی اگر در لحظه حقیقت آن را درنیابیم
 
Remember
به یاد آر ...
 
When you hurt, let the pain out.
که در آزردگی, رنج از خود دور کنی.
 
When you’re sad, let the tears flow.
در دلتنگی, بگذاری اشکهایت جاری شوند.
 
When you’re angry, release it.
در خشم ,خود را رها سازی.
 
When frustration sets in, work it out.
در ناکامی به خود چیره شوی.
 
Help yourself as much as you can.
تا میتوانی یار خود باش
 
You can be your own best friend.
میتوانی بهترین دوست خود باشی
 
But when you need to share your confusion, let me know.
اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن
 
I try to know when to be there,
میکوشم, بدانم چه وقت باید در کنارت باشم .
 
But I can’t always, unless you let me know.
اما گاه ممکن نیست, پس خبرم کن.
 
Love is the greatest gift we can give to one another
عشق بالاترین هدیه است که میتوانیم به یکدیگر بدهیم.
 
And giving is one of the greatest joys life bestows upon us
و ایثار یکی از بزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده .
 
I’m here to give to you, whenever and for always.
من اینجایم هر زمان و همیشه, تا هرآنچه دارم به تو هدیه کنم

+ |


شنبه بیست و هفتم آبان 1385- 11:37 - amir

من و اینهمه خوشبختی محاله

+ |


شنبه بیست و هفتم آبان 1385- 11:31 - amir

اینم مال تو

+ |


دوشنبه بیست و دوم آبان 1385- 14:3 - amir

ای نخل های تشنه ،کی بنگرم که باران

از چهره تان بشويد ، گرد و غبار پاييز

ای عطر اطلسی ها ، کی می شود دوباره

من بو کنم شما را ، دور از حصار پاييز

ای خاک تين و زيتون ، کی بينمت بگيری

تقدير ملک خود را ، از اختيار پاييز

تيراژهء رهايی ، در آسمان بخواند

همراه عاشقانت ، پايان کار پاييز

ای دل ترانه ها را ، بگذار تا بهاران

 گم می شود صدايت ، در کوهسار پاييز !

+ |


دوشنبه بیست و دوم آبان 1385- 13:49 - amir

خداوندا!
نداي تو را مي‌شنوم
كه مرا به سكوت درون مي‌خواند
حضورت را حس مي‌كنم
و در مي‌يابم كه در هر چه روي مي‌دهد
حكمت تو نهفته است
خداوندا!
مرا خردي بخش
كه شكست را توقف ندانم
دانشي بخش
تا دريابم راه موفقيت
از ميان شكست‌ها مي‌گذرد
پاكم ساز
تا با قلب خود درگاهت را
بوسه باران كنم...

+ |


دوشنبه بیست و دوم آبان 1385- 9:53 - amir

+ |


دوشنبه بیست و دوم آبان 1385- 8:44 - amir


به نام او كه هر چه كرديم به چشم كرمش زيبا بود


خردمند پيري در دشتي پوشيده از برف قدم مي زد كه به زن گرياني رسيد.


 



از او پرسيد : چرا گريه مي كني ؟


زن پاسخ داد : وقتي به زندگي ام مي انديشم ، به جواني و زيبايي ام كه در آينه مي ديدم


و به مردي كه دوست داشتم ، احساس مي كنم خداوند بي رحم است كه قدرت حافظه را


به انسان بخشيده ، زيرا او مي دانست كه من بهار عمرم را به ياد مي آورم و مي گريم .


مرد خردمند در ميان دشت پر از برف ايستاد و به نقطه اي خيره شد و به فكر فرو رفت .


زن از گريستن دست كشيد و پرسيد : در آنجا چه مي بيني ؟


خردمند پاسخ داد : دشتي از گل سرخ !


 


+ |


یکشنبه بیست و یکم آبان 1385- 10:43 - amir

 

+ |


یکشنبه بیست و یکم آبان 1385- 9:0 - amir

 

+ |


یکشنبه بیست و یکم آبان 1385- 8:34 - amir

+ |


پنجشنبه هجدهم آبان 1385- 9:50 - amir

esmail

+ |


پنجشنبه هجدهم آبان 1385- 8:3 - amir

مهربانا!
با فروغ نگاهت، واژه های جانم، زیباترین ترانه ی عشق
 
و شکر گزاری را تنها برای تو می سرایند و جام دیدگانم
 
از اشک نیاز من و مهر تو لبریز می گردد و من تنها با
 
نوشیدن جرعه ای از سرچشمه ی بیداری نماز از تو می
 
خواهم که هیچگاه نعمت عافیت، صبوری و امید را از
 
زندگانیم نستانی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
همه ی ما مقصدی داریم. به دقت انجام دادن کاری که
 
 در هر لحظه می دانیم چطور انجامش دهیم، به زندگی
 
های ما شکل می دهد.
***
معیار ارزیابی زندگی تو آنچه می اندوزی نیست، بلکه
 
آنچه بخشش می کنی است.
 
***
رمز استغنا تمرکز نکردن بر چیزهایی است که نداری و
 
 تمرکز کردن بر قدردانی از آنچه هستی و آنچه انجام
 
می دهی است.
 
 

+ |